بید مجنون

می گویند عاشق و معشوق برای شنا میروند کنار رودخانه ای. یکیشان غرق می شود و آن یکی بر لب آب آنقدر می ایستد تا پاهایش ریشه می دوانند و موها و دستهایش جوانه می زنند، برگ می دهند و بزرگ می شوند تا می رسند به سطح آب تا اگر محبوب سر از آب بیرون آورد یا دست دراز کرد، موهای افشان یا دستهای بلند او را بگیرد و بیاید بیرون.

آینه های دردار - هوشنگ گلشیری - انتشارات نیلوفر ١٣٨٠ - ص٢۵

/ 2 نظر / 26 بازدید