آسمان آبي و ابر سپيد


منزل
قديما
چاپار
 

سه‌شنبه ۱٩ مهر ،۱۳۸٤

 

سلامی دوباره به آفتاب

 

بس بگرديد و بگردد روزگار .... دل به دنيا درنبندد هوشيار (۱)

هر چه فکر کردم ديدم نمی‌توانم ننويسم و بايد برای خودم خاطره‌ هايی از دلمشغولی‌های (۲) اين روزهايم برای فردايم به يادگار بگذارم. از كتابهايی كه می‌خوانم بنويسم و از فيلمهايی كه می‌بينم. و بعضی اوقات نيز حاصل وبگردی‌ در سايت‌هاي مختلف از عكس‌های زيبا گرفته تا مطالب زيبای وبلاگي و حتي اشعار پشت كاميونی (۳) را در جايي آرشيو كنم، كه در اين ميان از حداقل، اشاره‌ای به بحث‌های وبلاگستان (ابتذال، درست‌نويسي، فيمينسم و فيمينيست‌ها، نقد و روشنفكری و محافظه‌کاری، زلزله، بكارت و ...) تا جمع‌آوری پرونده‌هايی (۴) از بحث‌هايی اين‌چنين نمی‌توان چشم پوشی كرد. و اين آسمان آبی در واقع مجالی است برای آنچه كه گفته شد.

البته قصد گنجاندن بحث‌های تخصصی تر (مانند بحث سروش و بهمن‌پور) را در اين مجال ندارم، كه شايد اين برخلاف فرهنگ حاكم در ايران امروز باشد كه شايد همه ما در اظهار نظر در موضوعاتی كه تخصصی در موردش نداريم راغب‌تر بلكه عجول‌تريم.

توضيح اينكه با رعايت احترام برای همه علمای علوم انسانی (در مقابل علوم حيواني!) مقولاتی چون ادبيات، فرهنگ عامه و ... را ملك طلق علمای اين علوم نمی‌دانم و طرح مساله و سعی در ارائه راه‌حل را حق همه جامعه‌ی مبتلا به مساله می دانم (۵) و در ضمن اين را وظيفه قطعی(۶) علمای علوم انسانی بطور اخص و روشنفكران بطور اعم می‌دانم كه اگر جايی نظری (خوشبينانه از روی ناآگاهی يا بدبينانه از روی غرض) به اشتباه مطرح شد و ممكن بود امر ناصوابی را به غلطی رايج و اشتباهی مسبوق به سابقه بدل كند، بدون تاكيد شديد بر علم خود و ناآگاهی يا غرض گوينده (۷) چون جراحی دلسوز به نقد و جرح و تعديل مقوله طرح شده همت گمارند كه البته گاهي مطلب اوليه چنان بد طرح شده و موضوع را زخمی كرده كه كار از جرح و تعديل گذشته و بايد با تعريف صورت مساله، معرفي راه‌حل‌های غلط قبلا آزموده شده و ارائه راه‌حل‌هايی كه امروزه در مجامع علمي مورد بحث‌اند به جامعه‌ آگاهی‌های لازم را تزريق كرد. (و انشاا... سعی‌شان مشكور باد آنان كه چنين كنند!)

توضيح ديگر اينكه گر چه همانطور كه پيش از اين گفتم: «می‌خواهم در آسمان آبی‌ام به يادگار برای فردايم از كتاب‌هايی چون «در قلمرو وجدان» زرين‌كوب، «شازده كوچولو» اگزوپري، «سمفونی مردگان» يا «جان شيفته» رولان بنويسم و از فيلمهايی چون «لئون» بسون، «ممنتو» نولان، «شاوشنك» دارابونت يا «مادر» حاتمی و همينطور از ... تا به‌ياد بياورم كه در جوانی‌ای که شمع ره كردم، چه از زندگی يافتم تا شايد (و اگر بتوان) فردا در جستجوی زمان از دست رفته (۸) نباشم.»؛

اما همه اين‌ها دليل نمی‌شود كه فراموش كنم كه در دفتر خاطراتم نمی‌نويسم. به‌ياد دارم كه در يك مكان عمومی و روی الواح شيشه‌ای (۹) می‌نويسم و سعی می‌كنم قواعدی را كه خود برای وبلاگ‌نويسي قائلم رعايت كنم(۱۰). نظرخواهی را مجال مناسبی می‌دانم برای تشريك مساعي، نقد مطالب، معرفی مطالب مرتبط و حتی نقد كليت وبلاگ (۱۱).

و پيشاپيش سپاسگزار نظرات جدی دوستان و نقدهای‌خوب بينندگان آسمان‌آبی و خوانندگان اين ستور(۱۲) هستم.

اللهم وفقنا لما تحب و ترضي.

-----------------------------------------------------------------------------------

۱. گفت هشياری بيار اينجا كسی هشيار نيست.

۲.نمی‌دونم چرا دلمشغولی‌ رو به دغدغه ترجيح می‌دهم.

۳.اذعان بايد كرد كه اشعار پشت كاميونی بر ديدن بحث‌های بی‌حاصل و عادت‌های خنده‌دار دنيای وبلاگ ترجيح دارد!

۴. آن‌چنان‌كه برای ابتذال دوستدار كرد و برای درست‌نويسی خوابگرد!

۵. اگر می گوييد بديهی است بخاطر بياوريد كه مسايل زيادی در جامعه ما هستند كه به حكم عرف و ... جواب از پيش دارند و از نظر علما بحث را نشايد. البته از نظام آموزشي كه بجای فكر كردن خلاق، تفكر قالبی را می‌‌آموزد محصول بهتری انتظار نبايد داشت و چه بسا استعدادهايی كه با چنين تربيتی ضايع شدند.

۶.لطف كنيد و نپرسيد من اينجا چيكاره‌ام كه حكم ميدهم. كه در جواب رجوع‌تان می‌دهم به اين جمله كه «طرح مساله و سعی در ارائه راه‌حل را حق همه جامعه‌ی مبتلا به مساله می دانم».

۷. اكثر اوقات اشاره لازم است تا از بحث‌های غيرعلمی در آينده جلوگيری شود! البته اينكه می‌گويم بدون تاكيد شديد بر... بخاطر آنست كه تا كنون نديدم كه قبل از نقد يك لطف كثيری به طرف مقابل نشود! و البته اين كارها باعث جبهه‌گيری و ضايع شدن بحث می‌شود.

۸. برای خود فردايم می‌نويسم كه شايد فراموشكار هم باشد: نام كتابي است از مارسل پروست. (شاهكار و شهير را نگفتم چون مشك آنست‌كه خود ببوييد!)

۹. برای وبگردان باسابقه بديهي است كه تشبيه ابداعی نيست و عاريت گرفته شده.

۱۱. و اما نقد کليت وبلاگ: بعد از نوشتن انتقاد(۱)و(۲)، در نظرخواهی‌های وبلاگ‌های پر خواننده و معروف نقدهای مختلفي گذاشتم بنابر اصولی كه معتقد بودم و هستم كه نقد بايد داشته باشد (موضوع مناسبي است برای فتح باب بحث جديد كه انشاا... طرح خواهد شد). در مورد عكس‌العمل‌ به اين انتقادات در آينده خواهم نوشت ولی جالبترين‌ مورد، نقدی بود كه بر كليت وبلاگ و مطالب يكی از اكابر وبلاگ‌نويسان نوشتم و ايشان نظرخواهی را محدود كرد به نظراتی كه در مورد موضوع مطلبش باشد و جالبتر اينكه ايشان از منتقدان سرسخت نظريه «وبلاگ: چارديواری و بالطبع اختياري» است. حال كاری نداريم كه يكی از پای ثابت‌هاي نظرخواهی‌ها وبلاگشان (كه البته نظراتشان هميشه هم مرتبط نيست) به زعم خودش پاسخی دندان شكن داد و خلاصه مورد لطف ايشان قرار گرفتيم. توضيح بيشتری نمی‌دهم چه دوستی و همدلي را به بحث‌های متقابل و مطالب خاله زنكی (عمو مردكي) ترجيح می‌دهم!

۱۲. شوخی كردم:سطور!

خواستم دومين گاف را هم در اختيار خوانندگان نكته‌سنج قرار بدهم! (اوليش طولانی‌تر بودن پی‌نوشت‌ها از متن اصلی است و شايد هم ارجاع‌های بيش از حد.)

 
 

م

 

 
L O G O


وبلاگهاي‌خواندني
کتاب
عکس
دیگران
اندیشه
موج نو
فصل فاصله
جزیره مقدس
كلمات قصار
شعرفارسی
نامه های ایرونی
افسون فسرده
عطاي کثير
شعله طور
دوستدار
کتابلاگ
ملکوت
جستار
خوابگرد
فل سفه
سیبستان
هايكو
فوتبال
ایمان
زهرا
شرتو
پرستو
آقای الف
آشپزخانه
سر هرمس
تنهای پرهیاهو
ميرزاپيکوفسکي
یک لیوان چای داغ
خلوتگاهی در بیابان
شبکه تار عنکبوتي
وقایع ابن محمود
یک ذهن برهنه
Ranitidine
دوباره
دچار
لانگ شات
خلبان کور
دهكده پرسپوليس

سخن ماه
آنكه مي‌خواهد روزي پريدن آموزد، نخست مي‌‌بايد ايستادن، راه رفتن، دويدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمي‌كنند
نيچه


پشتيباني
Persian Blog

 
[ منزل | آرشيو ]